•– - Mαт - –
در تمامی جَریان آب ها ... تِشنه ای دیدم ... برای رَفع ِ عَطَش مَرگ می نوشید !!
•– - Mαт - –
اجزای پیاله ای که در هم پیوست بشکستن آن روا نمی دارد مست چندین سر و ساق نازنین و کف دست از مهر که پیوست و به کین که شکست
•– - Mαт - –
کفش آل ستار نمیپوشد، همه ی تاپهایش هم دکلته است! اعتمادش را به همه ی بندهای دنیا از دست داده است،بس که هر بار سرش را روی سینه ام گذاشت بند دلش پاره شد
•– - Mαт - –
فرق است میــان آنــکه یـــارش در بــر . . . با آنـــکه دو چشــم انتظـــارش بــر در ..~!
•– - Mαт - –
در هـــر نفسی خــروش عیسی نفسی ست هر زنده دلـــــی را ســوی صحرا هوسی ست مــــــــی نوش و گلـــــی بچین و غافل منشین اکنون که جهان را بخوشی دست رسی ست
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 18 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 53 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 58 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist