•– - Mαт - –
دیر گاهیست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است, بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است, كه اسیر شب یلدا شده ام من كه بی تاب شقایق بودم, همدم سردی یخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنید, تا نبینم كه چه تنها شده ام...
•– - Mαт - –
نشسته ام بر گیسوی بارانـــــ
اما...
در دل برهوتــــــــ !
•– - Mαт - –
سر سطر بنویسید : پسران کراک وتریاک دختران شیشه و هرزه گی ...مادران دق مرگی پدران سگ دو برای نان. ...بنویسید: بابا نای نان دادن ندارد. بابا کار ندارد بنویسید بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد تلاش بی ثمر آن مرد با الگانس آمد. آن مرد باتوم دارد. باتوم درد دارد. درد من برای آن مرد حال دارد ببخشید بنویسید: درد من برای آن مرد نان دارد صاحبخانه بابا را جواب کرده حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود بابا پول قبض آب ندارد نقطه در انتها بنویسید: بابا دارد دارش را میسازد..............
•– - Mαт - –
آهسته و آرام نه؛
ناگهان برو
مثل گلوله از تفنگ
که تا بخواهی بفهمی
مُخَت پاشیده باشد به دیوار!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 35 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 29 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 9 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 15 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 13 ساعت و 42 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist