•– - Mαт - –
در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
•– - Mαт - –
شاخه گل سرخی به او دادم گلی زرد به من داد.رنگم پرید.گفتم واقعا از من متنفری؟گفت نه عزیزم فقط نمیخواهم وقتی از من خسته شدی برای پیدا کردن شاخه گلی زرد به خودت زحمت دهی.
•– - Mαт - –
هیچوقت تو رابطه ، خیال ِ کَسیو از بودنتون تخت نکنید ، چون خیال تخت شدن همان و ترک کردنتون واسه همیشه همان
•– - Mαт - –
اجزای پیاله ای که در هم پیوست بشکستن آن روا نمی دارد مست چندین سر و ساق نازنین و کف دست از مهر که پیوست و به کین که شکست
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 18 ساعت و 6 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist