آرام آرام بر من مي بارد باران را مي گویم خودم را مرور مي کنم و حرفــ های تو را صداي تق تق حضورتـــ می آید و من... با همه ي خستگی هایم دلتنگي هایم باز سلام مي کنم .
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم ولی افسوس و صد افسوس ز ابر تیره برقی جست كه قاصد را میان ره بسوزانید كنون وامانده از هر جا دگر با خود كنم نجوا یكی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمیداند
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 50 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 3 ساعت و 30 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist