دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

@m.sky اوه بــبـــیــن تـــولــــد کـــیـــه ؟ شــــیـــکـــمــو تـــو ایـــن روز بــــه دنـــیـــا اومـــدی ؟ اخـــیـــ تــــولـــدتــ مـــبـــارک بـــاشــــه درگوشـــتـــو بـــیــار دیــــگــه کـــیــک گــــرونــ بــــود بــبــخــشــیـــد

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بچه که بودم قارچ‌خور بازی می‌کردم ، بعدش فک می‌کردم قارچ بخورم بزرگ میشم ! واسه همین مدت‌ها راه می‌رفتم و سرم رو میزدم زیره تاقچه‌ی خونه‌مون که ازش قارچ دربیاد بخورم !!! دیگه داشتم ضربه مغزی می‌شدم که بابام کارگر گرفت تاقچه رو خراب کرد !!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دختره مردم تو یه مسابقه پدرش در اومده که بتونه دوم شه بره یک چهارم نهایی! تلویزیون ایران دریغ از یه زیرنویس! من جای ورزشکارای ایرانی بودم پول میگرفتم میرفتم کشورای خارجی !

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خونه‌ی خاله کدوم وره؟ ... از این‌وره ... از اون‌وره ... از این‌وره ... از اون‌وره ...!! خوب این نشون میده که هموطنای ما از همون اول تو کار اوسکل کردن بودن!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
418722_215113985281359_1774343697_n.jpg •– - Mαт - –

@meysam عکس یادگاری

•– - Mαт  - –
403891_215124965280261_1096565311_n.jpg •– - Mαт - –

@عمو علی (مظلوم و آرام سایت) پست های منو لایک میکنی یا نه ؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اِفه جدید دخترا: خواستگار مرغ فروش هم داشتم رد کردم...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

با خبر شده ايم كه مرغی در يخچال داريد...!!! "شاديهايتان را قسمت كنيد"

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

یه بار خیلی کلاسم خیلی دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود . همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید ٬ هم می خواستم بگم سر ولیعصر پیاده میشم گفتم: آقا ببخشید لطفن سر ولیعصر منو پاره کنید!!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چند روز پیش تو مترو یه خانومه از جاش بلند شد یه پسره خواست بشینه یه حاج آقایی گفت صبر کن نشین ! چند لحظه گذشت ، گفت بشین ، گفت گرمای تن خانم رو صندلی بود ، درست نبود که بشینی ! من : پسره : مردم : :O راننده : برنامه زلال احکام