•– - Mαт - –
همه آرزویم این است که ببینمت دوباره !
•– - Mαт - –
در انتظار تلنگری عاشقانه ام بر شیشۀ احساسم تا این روح سرکشم آرام گیرد شاید باور کنم "دوستت دارم" فقط یک جمله نیس
•– - Mαт - –
بیا و برای لحظه اے جاے آن سیگار لعنتـــــے مرا بکش ، پک بزن ... لب بر لبم بگذار ، بکش مرا نترس خبرے از ته سیگار نیست من بـــــے انتهایم ، بـــــے انتهاےِ بـــــے انتها براےِ تـ ـُـ ـو
•– - Mαт - –
آبـِ شـــور را دیدهـِ اے که هر چه بخورے ، بیشتر تشنه مـــــے شوے .. بوسه هاے شیرین اَتـ اینگونه اَند .....
•– - Mαт - –
می نويسم... از تمام شب های تنهاييم می نويسم.... از تمام شب هايی که انتظار کشيدم انتظاریی که بيهوده بود انتظار دست هايی که بی منت اشکهايم را پاک کند می نويسم.... تا همه بدانند...شب هايی را که با هق هق گريه هايم گذشت می نويسم... تا بدانند کسی هيچ چيزي نپرسيد سکوت بود و سکوت سکوت بود و من و شب و تنهايی می نويسم ... برای خودم....برای تنهايی خودم
•– - Mαт - –
این آخرین بارم بود. “با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج تاریکخانه قلبم برای همیشه نگاه میدارم، تا یادم باشد تاریکیِ خانه قلبم از بی عشقی نبود. از اعتماد بود. دیگر… بازگشتت را… انتظار نمیکشم… برو به سلامت .....
•– - Mαт - –
این آخرین بارم بود. “با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج تاریکخانه قلبم برای همیشه نگاه میدارم، تا یادم باشد تاریکیِ خانه قلبم از بی عشقی نبود. از اعتماد بود. دیگر… بازگشتت را… انتظار نمیکشم… برو به سلامت .....
•– - Mαт - –
دست روی دلم نگذار ! همانکه پا گذاشتی کا[!]ت !!!
•– - Mαт - –
اگه كاری باهات ندارم ؛ فكر نكن فراموشت كردم... بهت فرصت دادم دل تو هم تنگ بشه...!!!
•– - Mαт - –
خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون کشید… خاطرات نه سر دارند،نه ته!!! بی هوا می آیند تا خفه ات کنند… میرسند گاهی وسط یک فکر،گاهی وسط یک خیابون… وگاهی حتی وسط یک صحبت سردت میکنند؛ رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند… خاطرات تمام نمیشوند،تمامت میکنند…!!!
•– - Mαт - –
وَقتے كـِــﮧ ميگے ديگـِــﮧ بَرا هَميشـِــﮧ فَراموشِش كَردے ؛ و هيچ احتياجے بِهِش نَدارے ، و تَمــــآمِ فُحشهاے دُنيا رو نَصيبِش ميكنے ! دُرُست زَمانيـــﮧ كــِـﮧ : بيشتَر از هَميشِــﮧ دِلِت بَراش تَنگ شُـــده ... !!!
•– - Mαт - –
آرام باش هم وطن ! هیچ گرسنه ای باقی نمی ماند ... شک ندارم ، همین روزها همه ســــــــــــیــــــــــر میشوند ؛ از زنـدگـــی ...
•– - Mαт - –
نه کسی هست که قدر ِ تو دوستم بدارد؛ نه کسی هست که قدر ِ تو دوستش بدارم. این، پایانِ دوست داشتن است.
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist