•– - Mαт - –
کاش .. گزینه مناسبی وجود داشت !.. تا جای خالیت را .. با او پر می کردم.....
•– - Mαт - –
بهش گفتم: به نیمه عمر رسیدم. با تعجب میگه: مگه از مدت عمرت خبر داری که تقسیم بر دو کردی و میگه نیمه عمر ... و ادامه داد : دوست من ، ایشالا خدا بهت عمر طولانی بده ، ولی کسی از فرداش مطمئنه که زنده ست یا نه ؟! اجل خبر نمیکنه ... چه بسیار آدمهایی که صبح بیدار شدیم و در کمال تعجب گفتند که : رفت ...
•– - Mαт - –
نگاه می کنم، بی تابی کودکان در صف تاب را ...... تا فراموش کنم لحظه ای، بی قراری خودم را بر سر قرار .....
•– - Mαт - –
چه بزن بزنيست عشق يكي او را مي زند ... او مرا... من شاهرگم را ..... !
•– - Mαт - –
میان مَشغله هایم گُم شده ام اما دِلم برای هَوایت همیشه بیکار اَست.....
•– - Mαт - –
بزن ! به سلامتي ِ كودكي كه بهانه هايش انتها دارد ... حالا بزن ! به سلامتي ِ بزرگي كه بي مرز و انتها در بهانه ي توست ......
•– - Mαт - –
ناشناس از من عبور ميكني ..... عبور! و تنها شعر ميماند كه صبورم ميكند ..... صبور !
•– - Mαт - –
تو می گویی ... می ماند ؟! یادگاری از من لابلای حیرت بی خوابی اش ....!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 20 ساعت و 24 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 52 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist