•– - Mαт - –
به خواهرزاده ۲ ساله گفتم برو از مامان بزرگ چسب زخم بگیر ؟ گفت چی شده ؟ دستت اوووف شده ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ گردنم قطع شده !
•– - Mαт - –
میگم اینجا خیلی تاریکه ! میگه چراغارو روشن کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو شیر آبو باز کن !
•– - Mαт - –
.
۵۰ جعبه گوجه خریدیم ! اون یکی همسایه اومده میگه میخوای رب بپزی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم رنگ کنیم جای سیب بفروشیم
•– - Mαт - –
رفیقم به طور هارمونیک خورده زمین و پخش شده کف آسفالت ! جلوی خودمو گرفتم که نمیرم از خنده ! میگه داری بهم بخندی ؟ پـَـــ نــه پـَـــ گریه اَمونمو بریده !
•– - Mαт - –
۲تا سطل رنگ گرفتم دستم ، همسایه اومده میگه میخواید نقاشی کنید ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم ریاضی حل کنیم !
•– - Mαт - –
ترکه می میره، قحطی جوک میاد!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 25 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 5 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist