•– - Mαт - –
دوستم گفت هر وقت نا امید شدی برو کوهستان و داد بزن امیدی هست؟ جواب میاد هستـــ هستـــ هست ..... من هم رفتم کوهستـان و داد زدم امیدی هست؟جواب اومد پـَـَـ نــه پـَـَــــ پـَـَـ نــه پـَـَــــ پـَـَـ نــه پـَـَـــــ....!!
•– - Mαт - –
نگاهم...روی ""دفتر رسیدگی به امور گمشدگان"" خشک میشود... دلم میریزد...آرام آرام... بر میگردم سمت گنبد طلایی ات... گم شدنم را...فقط تو میفهمی... خودت...
•– - Mαт - –
تو آمدی و دلم از غمها رها شد ، حالا احساساتم با تو زیبا شده ، عشق آمده و دلم غرق در امواج مهربانی هایت شده...
•– - Mαт - –
بخش سوم : شیرین ترین سختی
•– - Mαт - –
بخش دوم : روزهای شیرین انتظار
•– - Mαт - –
برای رسیدن به نوزاد كوچكتان چقدر باید دست به جیب شوید؟ این هدیه خرج دارد!
•– - Mαт - –
برای رسیدن به نوزاد كوچكتان چقدر باید دست به جیب شوید؟ این هدیه خرج دارد!
•– - Mαт - –
عشق توئی ، عاشق منم ، دریا تویی ، قایق منم اگر دزدیدند قایقت را ، غم مخور ! سارق منم
•– - Mαт - –
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
•– - Mαт - –
مــــــن بــیـــدم و تــــو بــــاد چــقـــدر بــــا تـــرانـــه ی چــشــمــانــتــــ بــرقــصــم تــا بـــاور کـــنـــی عــــاشــــــقـــــــــــــم
•– - Mαт - –
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام.
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 30 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist