•– - Mαт - –
. آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند
•– - Mαт - –
وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست
•– - Mαт - –
لر و آبادانی یه آبادانیه و لره میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند. آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم. آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده. لره میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم. ...آبادانیه میره چراغ بگیره و لره با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین! آبادانیه میگه : ولک حال کردی....اینطوری چراغ میگیرنا
•– - Mαт - –
خدایا راه راست را به سوی ما کج بفرما ... !
•– - Mαт - –
قلبها زمانی تک بودن و تو این یکتایی خود به بودن می بالیدن با آمدن دلی دیگر ؛تنهایی را بهانه کردند و بیتاب شدند...
•– - Mαт - –
دلم میخواست تو یه دشت پر از گل قدم بزنم اما هیچ گلی رو زیر پاهام له نکنم و گلها خودشون رو به کناری بکشند و پاهام رو غرق بوسه های عطرآگین کنن...دلم میخواست تو این دشت پر از گل دراز بکشم و باد لای موهای پریشونم دست بکشه و قاصدک برام لالایی بخونه و کم کم که چشام بسته میشه عطر گلها سرم رو پر کنه و بخوابم ،شاید یه خواب طولانی ....فقط یه لحظه چشاتو ببند و تصور کن ...حتی تصورش هم آرامش میده ...ای کاش میشد که خیلی راحت روی این دنیا و چشم ببندی و یه نفس راحت بکشی ..
•– - Mαт - –
حـالا اشکها هـم شـبـیـه تـو شـده انـد گـریـه کـه می کـنـم نـمی آیـنـد
•– - Mαт - –
حـالا اشکها هـم شـبـیـه تـو شـده انـد گـریـه کـه می کـنـم نـمی آیـنـد
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 30 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist