دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

عاشقي اولش خوبه آخرش سخته / نيست کنارم ، رفته خيلي وقته

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

شنیدم که در بزم ترکان مست / مریدی دف و چنگ مطرب شکست / چو چنگش کشیدند حالی به موی / غلامان و چون دف زدندش به روی / شب از درد چوگان و سیلی نخفت / دگر روز پیرش به تعلیم گفت / نخواهی که باشی چو دف روی ریش / چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

قشنگ ترين لحظات را کسي به تو ميده که بتونه غمگين ترين لحظات را از تو بگيره

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا ..... به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آجرهای ذهنم یک به یک شل می شونــــد دیواره ی شانه هایم سستــــ ـ ـ می گردد چهار ستون بدنم به لرزه در می آیـــــــــد یادت بر سرمـــ می ریــــــ ـ ـزد

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری ... که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چشمانت را به ابر ندهم تا مبادا به تمنای وجودم بارانی شود..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

شایدها را بگذار کنار و بایدها را یاد بگیر ؛شاید بتوانی ضربانی که در گوشت نواخته میشود بشنوی ...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

مردم انگلیس برای ورود نیروهای مقاوت بسیج مستضعفین به لندن لحظه شماری می کنند

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اندیشه ات را با که میپرورانی ؟ خوش به حالش … اما مرا همین بس که “دوستت دارم”

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دلت را که شکستم صدایی نشنیدم ؛وقتی داشتم دور میشدم صدای شکستن دلم بلند شد که از نیمه ش جدا کردم...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ندانستم که میدانی که اما میدانم که ندانستم که ندانستم ؛جواب یه پاک کن به دفترچه.

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دلم سبدی شد پر از سوراخهایی از نیشهای کنایه دار زبان سرخت ..مرهمی باش نه بر دلم بلکه بر سرخی بیانت ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خسته از نگاههای ابر بر دلم به خورشید دلت پناه آوردم ؛دریغ از توفان چشمانت ...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آنـ چـنانْ دَر آغـوشَـتْ جا خوشْ کـَرده اَمْــ گویی میـ خـوآهَـمْ هـِزآرْ سال هَـمآنـْجـا بمانـَمْــ و بگـویـَم آرامـِشْ را جُـز دَر آغوشت نیافتـَمْــ... ..