•– - Mαт - –
آجرهای ذهنم یک به یک شل می شونــــد دیواره ی شانه هایم سستــــ ـ ـ می گردد چهار ستون بدنم به لرزه در می آیـــــــــد یادت بر سرمـــ می ریــــــ ـ ـزد
•– - Mαт - –
لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از 2 سال حل « کردم . دوستش ميگه: 2سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال
•– - Mαт - –
در نانوایی (چند سال دیگه) : - آقا این نون ها چنده ؟ - سه هزار تومن - از اینا سایز medium هم دارید ؟ - نه فقط xlarge - باشه یه چند جا دیگه قیمت کنیم ، مزاحمتون میشیم دوباره
•– - Mαт - –
گشت ارشاد دختر پسر رو گرفته, فاطی کماندوی داره ناخنهای دختر رو چِک میکنه,,,, دوستم میپرسه داره به فِرِنچ هاش گیر میده؟؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ.... داره میگه چه لاکِ خوشرنگی ,چه آرایشی داری، چه دوس پسر خوبی
•– - Mαт - –
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن.. چندشم می شود از لکه ی انگشت دروغ
•– - Mαт - –
تا دوباره دیدنت... این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید! ... "خیانت" است به تو! سر بر کنار "خیالت" گذاشتن!
•– - Mαт - –
برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد , می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 38 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 33 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 13 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist