دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آنقدر نفــس میكشم تا تمـــام شود همه ی نفـــس هایی كه هی سراغ تـــو را میگیرند.

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !.... پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟ پسر پاسخ داد: فکر می کنم ! پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟ پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست ! در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !.... پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟ پسر پاسخ داد: فکر می کنم ! پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟ پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست ! در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ف ف مثل مخدر شده!!! نه میشه ترکش کرد نه میشه مثل اون اوایل ازش لذت برد!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خیلی روی آدمها حساب نکنید، خدایتان هم همه انتظارات شما را براورده نمی کند، اینها که فقط آدمند

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

یارو به پسرش میگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟… پسر به پدر جواب داد: پدر جان هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد , می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است. و راه سوم از تجربه می‌گذرد این تلخ‌ترین راه است. کنفوسیوس

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

این که نامش زندگی است مــــــن را کشت مانده ام در عجب آنکه نامش مرگ است با من چه خواهد کـــــــرد!!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

سلاااااااااااااااااااام به همه

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بچه یه سوال بپرسم جواب میدین؟؟؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آخرین روز دادگاه قاتل مرحوم روح الله داداشی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

فال روز دوشنبه 17 مرداد 1390

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

مردی با زنی در خیابان راه میرفتند یکی سوال کرد که چه نسبتی با هم دارید ؟ مرد گفت : مادر شوهر این زن ، با مادر زن من ، دختر و مادر هستند نسبت این مرد و زن چیست !؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

لره شب عروسیش میگوزه!!! میگه بفرما فشار زندگی شروع شد