الان تو یکی از سایتا بودم نوشته بود در کنسرت مجید خراطها پسر نوجوانی 15ساله با رد شدن از ردیف صندلیها و پریدن روی سن سعی داشت خواننده مورد علاقهاش را در آغوش بگیرد که ماموران حراست سالن او را متوقف کردن نکته جالبش اینجاست که ازش پرسیدن واسه چی اینکارو کردی ؟من با مجید چه خاطراتی داشتهام. با ترانههایش زندگی کردهام و عاشق شدهام به لحاظ اینکه خراطها الان یه 7سالی میشه خواننده شده این دوستمون از 9سالگی در گیرعاشقی بوده میدونم هیچی نمیخواید بگید به حالت دستشویی بشیند دستون را بزارید رو سرتون چماتونو ببندید
یعنی من تو حسرت این موندم کسی فقط بازم تاکید میکنم فقط یه روز بهم نگه دیونه یا خلو چل یعنی من از عابر پیاده آدرس بپرسم اول میگه دیونه اینجارو بلد نیستی بعد آدرس میده
[!] ما بعد مدتها رفتیم یه آهنگ شاد گوش بدیم بعد یو جو سنگین شد یه دوتا حرکت رفتیم بعد دیدم بابام پشت سرمه میگه فردا سرکار نمیرم وضعیت تو خرابه بریم دکتر
حالم بهم میخوره از این پسرایی که تو دانشگاه میرن تو نَخٍنت بعد یهو میفهمی زنگ زدن به دوست صمیمیت شماره خونه رو میخوان که بیان خواستگاری کسااااااااااااااااااااااافت
اصولا یه اخلاق خاک بر سری دارم اینکه خوراکیامو گوشه کنار تختم قایم میکنم بعد یواشکی میخورم مث الان که لواشکا و الوچه ها و شوکولاتامو دورم جمع کردم میخورم
به مام از این حرفا میگفتن
یه بار درو بسته بودم دبیر نیاد سر کلاس درس نده از اون طرف مدیر و دبیر درو فشار میدادن بیان داخل بعد دستگیره شکست در میخواست از جاش دراد
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 26 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه