دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohmmad
مرد - مجرد
امتیاز: 3100

دنبال‌شدگان

(579 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(409 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

mohmmad
mohmmad

سلام سلام صدتا سلام به دوستان

mohmmad
mohmmad

بیتا جان دیدی بدون امیر و طناز چه سوت و کور میشه اینجا بقیه بچه ها هم ناراحتن

mohmmad
mohmmad

یکی رستوران میزنه رو درش مینویسه : از ساعت 12 تا 2 جهت نماز و نهار تعطیل است

mohmmad
mohmmad

یه چند تا گاگول زنگ می زنن حوزه علمیه ی قم می گن ما اینجا امام جماعت ندارین یکی بفرستید ... می گن ااا تازه یکی فرستاده بودیم که .... می گن : بابا ! اونو که کشتیم امام زاده درست کردیم .

mohmmad
mohmmad

به یه جوجه تیغی میگن آرزوت چیه؟ میگه: یکی دست نوازش رو سرم من بکشه

mohmmad
mohmmad

ميدوني چرا بعضي آدمها با چشم باز ميميرن؟ . . . . چون مرگ به آدمها فرصت چشم به هم زدن هم نميده!!

mohmmad
mohmmad

بنده خدا يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو ميزاشته توي فرقون و دنبال دزده مي‌دويده!

mohmmad
mohmmad

به یکی میگن با حمید و فرید جمله بساز میگه:شما وقتی با همید چند نفرید

mohmmad
mohmmad

یه روز یه میخه می افته توی آب زنگ میزنه... در میره

mohmmad
mohmmad

به يه نفر ميگن 5 تا حيوان درنده نام ببر. ميگه : سه تا شير ، دو تا پلنگ!!

mohmmad
mohmmad

غضنفر ميره پرنده فروشي طوطي بخره يه جغد ميکنن تو پاچش. مياد خونه بعد يه « مدتي دوستش مياد پيشش ميگه: طوطيت حرف هم ميزنه؟ ميگه: حرف نميزنه، خوب دقت ميکنه!!

mohmmad
mohmmad

غضنفر رفته بود زيارت امام رضا. بعد از زيارت دستش را براي احترام روي سينه « اش گذاشت و عقب عقب آمد بيرون. يه دفعه ديد که خورده به يه چيزي. نيگاه کرد ، ديد که يه تابلو است و روش نوشته: تبريز 5 کيلومتر!

mohmmad
mohmmad

غضنفر به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! غضنفر ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من « خودم زن دارم

mohmmad
mohmmad

غضنفر ميره کله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه « آقا! حداقل صبر کن من برم قايم شم!

mohmmad
mohmmad

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!