mohmmad
خدارو چه دیدی شاید با تو باشم، شاید با نگاهت از این غم رهاشم، خدارو چه دیدی شاید قصه رد شد دلم راهو رسم این عشقو بلد شد، هنوز بی قرارم به یاد نگاهت نشسته ام تو بارون بازم چشم به راهت، خدارو چه دیدی تو شاید بمونی، شاید قصه هامو تو چشمام بخونی، خدارو چه دیدی شاید دل سپردی، شاید عشقمونو تو از یاد نبردی، هنوزم بی قرارم به یاد نگاهت، نشسته ام تو بارون بازم چشم به راهت
mohmmad
به نسل های بعدی بگویید: نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز نسل ما خود ِ پیاز بود که هرکی دیدمون، گریه کرد!!!
mohmmad
سلامتی اون بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت: بابا داری میای خونه شیرنی میخری؟؟؟ جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه!! ماشینشو زد کنار خیابون پیاده شد آروم و با خجالت گفت: آزااااااادی آزااااادی 2 نفر...
سلام گلی..
14 سال و 2 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 58 دقيقه قبل