mohmmad
تنهایی تلخ نیست , شور است ! آنقدر شور که تشنه می شوی ... آنقدر تشنه که سراب عشق می بینی . سالها زندگی در شوره زار لازم است تا قادر باشی سراب را از واقعیت تشخیص دهی ...
mohmmad
برای دوست داشتن دو قلب لازم است قلبی كه دوست بدارد و قلبی كه دوستش بدارند قلبی كه هدیه كند و قلبی كه بپذیرد قلبی برای تو و قلبی برای آن كسی كه خود را در آغوش او آرام بیابی....
mohmmad
آرام تر سكوت كن صداي بي تفاوتي هايت آزارم ميدهد...
mohmmad
گاهی ,فقط گاهی حس میکنم....تو! یک اتفاق شیرین حل نشدنی هستی! ته نشین می شوی در من......
mohmmad
چشمهای من از حلقه در اومد انقدر منتظر نگاهت موندم .......
mohmmad
نه صدایش را نازک میکرد... نه دستانش را آردی... از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم...؟؟؟
mohmmad
چه غو غایی است میانِ من خواب خیال تو! ... هر کدام در جنگِ تصاحبِ اندامِ تــــــــــو....!