mohmmad
پشت چراغ قرمز پسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت... چسب زخم نمیخواهید ! پنچ تاصدتومان آهی کشیدموباخودم گفتم تمام چسب زخم هایت راهم که بخرم نه زخم های من خوب میشود نه زخمهای تو.....
mohmmad
قرعه کشی تمام شد . . . تو به اسم دیگری درآمدی . . . تقدیر جای خود . . . اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!
mohmmad
بیایید ... بدنبال شـــــــــــادیها .... بگردیم ..... غمهــــــــــــــــا .... خودشان .... ما را پــــیدا میکنند ..... ............................................................این حوا را ترانه نامیدند..
mohmmad
هوای تو از دود سیگارم هم مضر تر است …
دود سیگار به سرفه ام میاندازد ؛ هوای تو به گریه ام !!!
mohmmad
مرا در انتظارگذاشتی گناهی که ادمرا پوچ میکند.....
mohmmad
من وتوازتباربی کسانیم/دراین غوغا چه کس را کس بدانیم/کس نشنیده فریادکمک را/کمک کن تا برای هم بمانیم .
mohmmad
نام بي نشون تو در برگي از دفتر زندگي ام نقش بسته است هنگامي كه خواستم تنها نام تو را آتش بزنم برگ برگ زندگي ام سوخت