mohmmad
تکـہ سـنگی میخـواهـم تـراش خـورده شـبیـہ قـلبم باشـد کـہ نـہ تـرک بـردارد نـہ درد را حـس کـند
mohmmad
خواهشم اینه بمون و کنسلش کن رفتن و یا اگه می خوای بری اینبار نفرین کن من و اینقدر سرت رو پایین نگیر آتیشم نزن این تو و این تیغ و شاهرگ هر چقدر می خوای بزن
mohmmad
من به تنهایی این دل مشکوکم ! یا دلکم دل نیست ٬ یا آن که در دل است ٬ اهل دل نیست
mohmmad
روزی مجنون از روی سجاده عابدی عبورکرد. مرد نماز راشکست وگفت :مردک من درحال راز ونیاز باخدا بودم توچگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد وگفت :من عاشق دختری هستم تو را ندیدم.. توعاشق خدایی ومرا دیدی؟!
mohmmad
وقتي چشمه را در بطريهاي پلاستيكي و باغ را در گلدانهاي مصنوعي ميفروشند ، نكند تو را هم بر پرده سينما ديده باشم !

14 سال و 2 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 26 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 21 دقيقه قبلچقدر لووس و یخ !
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط آندروید