هيچ گاه ويتريني نداشته ام تا دلم را در آن به نمايش بگذارم ، در قامت يک فروشنده ي دوره گرد عاشق تو شدم ، از اين روست که تمام خيابان هاي شهر ، عشق مرا مي شناسند
معلم: بگو ببینم، اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و داره می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!