mohmmad
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ، دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید
mohmmad
اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم ميگزرد ...اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميكردم تا محلول با محبت شود ... ا ... اگر دبير جغرافي بودم ميدونستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست ...اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني ميگفتم دوستت دارم ...واگر دبير زيست بودم مي نداختمت جاي كوچكي كه بهت ضربه ميزنن واز ديواراش خون مي چكه ولي تو ناراحت نشو چون اونجا قلبمه
mohmmad
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد . زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم.
mohmmad
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت من به انتظارآمدنش نشستم، وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم، وقتی که او تمام کرد من شروع کردم ، وقتی او تمام شد من آغاز شدم وچه سخت است تنها شدن!
mohmmad
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده، با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت ...
mohmmad
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه عطری که درش گم شده باشد ...
mohmmad
همه برای خوابیدن قصه و داستان می گویند، جانم به فدای حـ سینـ ی که برای بیداریِ نسل ِ انسان، حماسه و روایتی ماندگار آفرید ... آه، ... کربلا داستان دیگریست ... و آه ... عباس ... و آه ... عاشورا ...
mohmmad
صدای چیک چیک اشکهایت را از پشت دیوار زمان میشنوم میشنوم و میشنوم که چه معصومانه در کنج شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من میشنوم میشنوم هیایوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه .... ای شکوه بی پایان من میشنوم به آسمان بگو که من میشنوم هر آنچه تو را شکسته و میشنوم هر آنچه در سکوته تو نهفته ......