@حامد*مهدی سابق* امروز ظهر یهو یادم افتااد وااااای باید برم مهـد دنبال بچـــم !. بدو بدو رفتم دم مهد یادم اومد اااا من که بچه ندارم !.تازه زنم ندارم !هیچی داشتم برمیگشتم سمت ماشین ، که یادم اومد ماشینم ندارم !. اومدم دربست بگيرم تا خونه ديدم اااَاا پــولم ندارم !هيچي ديگه سينه خيز تا خونه اومديـم ! در كُل روز خوبی نبود. ممنون از وقتی که به من دادین ... من شما مربی مهد کلیه بستگان سببی و نسبی راننده تاکسی بانک مرکزی خبر نگار واحد مرکزی خبر
دوست عزیز خود علی بابا هم میدونه که من یهش ارادت زیادی دارم . و از دوستان قدیمی بنده هستن البته شرایط به نحوی پیش رفت که اون فضای دوستی سابق از بین رفته ولی ارادت من نسبت به ایشون هنوز باقی هستش.
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ هی بگین انگلیسی آسونه…! سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند حالا به انگلیسی ترجمه کن!!!!! Three witches watch three Swatch watches Which witch watch which Swatch watch روایت داریم ۳نفر بعد از خوندن این دیوونه شدن
@مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن] هیـــچ لـــــــذتی بـــالاتر از خـــنده های ریـــز و درشت، مــــوقع چــت کردن با عـــــشقت نیــست ،آدم دلــــش قیـــــری ویـــری مـــیره ♥ البته بنـــده عشقی نــــدارم، در حدّ تئــــــوری عرض کـــردم
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 23 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبل