دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته;لبه چادرش روی زمین کشیده میشد...پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت: بچه ها به مستخدم بسپریم لازم نیس امروز کلاس جارو بزنه(خنده کلاس) دختر خیلی جدی و اروم برگشت و رو به پسر گفت: پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟ (همون صداها این بار بلندتر خندیدن )
@ツ سارینا ツ رفتم ژاپن تو رستوران نشستم . گارسونه غذا رو میاره با دوتا چوب . بهش می گم با اینا بخورم؟؟!!! می گه پـَـَـ نــه پـَـَــــ に使用する木材は、自分自身をウォームアップ
@آزاده ایــرانی شعری از خیام: بگذار قلم را به غزل بسپارم/ شاید گره ای باز شود از کــــارم/ پرسید: مگر تو هم غزل می گویی؟/ گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــی دارم
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت قبل