مهدی
بسوی خویش مرا میکشد چه خون و چه خاک / محبت است که زنجیر میشود گاهی
مهدی
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر/ مگو چنین و چنان دیر میشود گاهی
مهدی
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی/ از این زمانه دلم سیر میشود گاهی
مهدی
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم / بی تو من اسیر دسته آرزوهای محالم
مهدی
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره/ وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
مهدی
بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری / تمومه غصه ها رو از دل من برمیداری
مهدی
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره/ منم عاشق ترم انگار وقتی بارون میباره
مهدی
پشت این پنجره میشینم و آواز میخونم/ منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم
مهدی
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم هر که آرد سخن از عشق به او می خندم جگرم سوخت ازین عشق و خاکستر شد بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم
مهدی
گاهی گدای گدایی و بخت نیست /گاهی تمام شهر گدای تو میشود . . .
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 54 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 53 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 50 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 50 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 46 دقيقه قبل