دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

روز دوم ماه رمضون بود منم شبش سر کار بودم دیر اومده بودم خونه خیلی خسته بودم تازه خوابم برده بود که دیدم یکی داره بالاسرم باهام شوخی میکنه و قلقلک میده کف پامو فکر کردم داداشمه گفتم کرم نریز پدر سگ یهو چشمو باز کردم دیدم بابامه، بابای ما هم قاطی بلند بلند مادرمو صدا زد: خانوووووووووووووم بیا تحویل بگیر پسرت به من میگه پدر سگ مادر ما هم بنده خدا تازه از خواب پاشده بود حالیش نبود گفت غلط کرده، پدر سگ خودشه بابام گفت تو نمیخواد طرفداری کنی غذاتو بپز

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

میخوام یه مشاوره با شما بکنم: یکی از دوستام قیافه اش عین خـــــــر شـِـرکـــه! بعد از من میپرسه: بنظرت اگه برم دانشگاه، دخترا بیوفتن دنبالم، بهشون محل بدم یا نه؟ حالا دو تا سوال پیش میاد: 1) به دخترا پا بده یا نده؟ 2) به نظر شما من چجوری بزنمش که مرگش طبیعی جلوه کنه؟!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@╰☆╮ پرندیس ╰☆╮ کلافه کـــــرده ای مــــــرا چـــــرا همیشه لبـــــخند هایت از نوشته های من قشنــــــگتر است؟؟

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

@حامد*مهدی سابق* به چشم هایَت بگو انقدر برای دلم رجز نخوانند من اهل ِ جنگ نیستم شاعرم خیلی بخواهم گرد و خاک کنم شعری می نویسم آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر ...! " حسن بایرام نژاد "

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
292974_373576166042588_1054459011_n.jpg حامد*مهدی سابق*

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ظهرتان بخیر و خوشی

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

@حامد*مهدی سابق* کم کم ياد خواهي گرفت تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يک دست و زنجير کردن يک روح را... اينکه عشق تکيه کردن نيست و رفاقت، اطمينان خاطر و ياد مي‌گيري که بوسه‌ها قرارداد نيستند و هديه‌ها، معني عهد و پيمان نمي‌دهند .. کم کم ياد مي گيري که حتي نور خورشيد هم مي‌سوزاند اگر زياد آفتاب بگيري بايد باغ ِ خودت را پرورش دهي به جاي اينکه منتظر کسي باشي تا برايت گل بياورد .. ياد ميگيري که ميتواني تحمل کني که محکم باشي پاي هر خداحافظي ياد مي‌گيري که خيلي می ارزی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

@حامد*مهدی سابق* همش خودم رو سرگرم میکنم تا یادم بره ولی نه ! اصلا" فایده نداره ! چقدررر دلـــــــــــــــــم گـــرفته امـــــــروووووووووززز !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

اختراع تلفن بزرگترین خیانت به بشریت بود خداحافظی باید رو در رو باشد گاهی اوقات اشک ها، آدم ها را بیدار میکنند .. لعنت بر خداحافظی های تلفنی ............

saghar
saghar

@حامد*مهدی سابق* اواتار نو مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

@حامد*مهدی سابق* همینجوری که نمی شود نوشت! باید دلیل و بهانه ای باشد؛ بغضی، دلتنگی ای، عشقی، چشمی، نگاهی... وقتی دلت از همه ی بهانه ها خالی شود و بهانه ی چیزی را نگیرد واژه ای نمی آید، جمله ای نمی سازد، متنی نمی شود که دلت بخواهد کسی! آنرا بخواند و برای لحظه ای لبخندی بزند که یا از سر شادیست یا از زور دلتنگی و تلخکامی. اینروزها هی از تو و چشمانت پر و خالی میشوم .. انگار آنقدر از خیالت پر میشوم که سر می روم و سر می روم و نگاه که می کنم می بینم چیزی از "من" در ظرف بودنم باقی نمانده. تا به حال غرق شده ای؟ می دانی نفس کم آوردن یعنی چه؟ کم آوردن یعنی چه؟... من کم آوردم... من تو را در در لحظاتم کم آوردم... بین واژه هایم "تو" را ندارم... "تو" را بشدت کم دارم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

@حامد*مهدی سابق* تو دنیای منی ....اما به دنیا اعتمادی نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یعنی ما اگه توی یه خونه با 10 تا اتاق هم باشیم، این 4 تا اعضای خونواده ی ما یه طوری خودشون رو توی خونه پخش میکنن که ، توی هیچ نقطه ای از خونه نمیشه تنها باشی !! یعنی بارسلونا هم این طوری از فضاهای خالی زمین استفاده نمی کنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد. اومدم خونه به مامانم گفتم من یه اپل می خوام! مامانم یه لبخند مرموزی زد! شب که بابام اومد دیدم دستش یه پلاستیک سیبه! مامانم گفت تو فکر کردی من و بابات انگلیسی بلد نیستیم؟ من

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@╰☆╮ پرندیس ╰☆╮ من هر روز ... خیره به عکس هایت، پشت این فاصله های لعنتی... درد می کشم نبودنت را، پاکت پاکت

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

آوتارم عوض شد به خوبی نظر ندین ها گناه میشه؟