دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

خنده های زوری مو باور نکنید.... من بدون گریه میمیرم .................گریه هام وا قعیین ...................... سلام

!L@
!L@

سلاااااااام

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

دوستای عزیزم به قران جواب سلام واجبه

گـلـپــری
tumblr_lp5mhdOgs21r044m7o1_500_large.jpg گـلـپــری
در دوره

روزتون قشنگ و آفتابی. مواظب خودتون و دلهای کوچیکتون باشین

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

به علت بی علت بودن!به دنبال علت میگردم برای رفتنت...

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام........

باران
باران
توسط پیامک

امروز واسه اولین بار پا به توپ شدم تازه تو پنالتی ٣تا گل هم زدم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

طاراحی جدید پروفایلم به اتمام رسید که آهنگ بسیار خوبی گذشتم که پیشنهاد میکنم هم به پروفایلم سر بزنید هم آهنگ و گوش کنید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@mahsa66 مهسا میدونیم که اومدی.................زود باش خودتو نشون بده/

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

من زنم.......................(دیدگاه لطفا)

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

شعر یک نوجوان سرطانی (این شعر را یک دختر بسیار جوان در حالیکه آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در بیمارستان نیویورک نگاشته است... )(دیدگاه رو ببینید)

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

هوای گریه دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

حالا از خودت می پرسم! عسلبانو! آیا به یادت مانده آنچه خاک ِ پُشت ِ پای تو را در درگاه ِ بازنگشتن گِل کرد، آب ِ سرد ِ کاسه ی سفال بود، یا شورآبه ی گرم ِ نگاهی نگران؟ پاسخ ِ این سؤال ِ ساده، بعد از عبور ِ این همه حادثه در یاد مانده است؟ کبوتر ِ باز برده ی من!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.