حامد*مهدی سابق*
دلمممممممممممممم عجیببببببببببببببببببب براییییییییییییییییییی یه نفررررررررررررررررررر تنگ شده به خدا دلم خیلیییییییییییییی براش تنگهههههه
حامد*مهدی سابق*
تو توالت بودم و تو حال خودم … یک هو یکی محکم زد به در … گفتم بله … ؟ دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !؟!؟! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته … لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل !
حامد*مهدی سابق*
دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب میخورد، الان که ازدواج کرده، می گه آب معدنی دماوند استاندارد نیست! اعصاب نمیزارن واسه ادم!
حامد*مهدی سابق*
مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم بودند و از خستگی به خواب رفتند. ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوقه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد. بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد. ... در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟ مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را باهم بودیم !!! زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی. ================ نتیجه اخلاقی : مردها همیشه راستگو هستند.
حامد*مهدی سابق*
یعنی بعضی وقتا میخوام با مشت بکوبم پای چشم کسی که 30 دقیقه باهاش حرف میزنی و مشورت میکنی... آخرش میگه چی بگم والا هر طور خودت راحتی...!!!