@رضـــی ديشب باز به ياد تو با چشماني باراني خوابيدم... اگر مي دانستم اينقدر ظالمي هرگز دريچه قلب مملو از عشق و محبتم را به رويت نمي گشادم دلم براي لحظه به لحظه با تو بودن تنگ است...
راستی ،چرا می لرزی زمین؟! لرزش تو از خشم است یا از ترس ؟! شاید از اینهمه ظلم و ستم بر مردمان کم توقع و ساده میهنم خشمگینی؛ و یا از آینده هولناک این سرزمین، از ترس بر خود میلرزی! نلرز زمین... شانه های پدرم هر روز می لرزد تو دیگر نلرز....
آغا ما سر چهارراه بودیم، چراغ راهنمایی قرمز شد و یه وانتیه ازین میوه فروشا از چراغ رد شد! . . . . . . . . . . . . . . یه ماشین راهنمایی رانندگیم سر چهار راه پارک بود وقتی اینو دید پشت میکروفنش گفت: وانت کجا میری؟؟؟ وانتیم پشت بلندگوش گفت: دارم میرم خونه!!! مارو میگی پلیس رو میگی
به همین برکت قسم, دیروز دختره اومده بود کافی نت گفت ببخشید [!] بوکم دارید!!!! من : سازمان سیاه زوکربرگ ف ی ل ت ر شکن بستنی میهن (پسررررررررررررررا موج مکزیکی رو نمیبیبنم )
من اینجا به این نتیجه رسیدم که همه بی او ... (دیگه نمیدونم کیه همون مخاطب خاص) میمیرن من میمونمو دنبالر عیبی نداره بیا بغلم دنبالر ما دوتا باهم میمونیم تا آخر بلهههههههههههههههههه
دیشب روز آرزوها بود فقط یه آرزو کردم خانواده ام الخصوص مامان و بابام سلامتو تندرست کنارم باشن و دوستای خوبمم همیشه سلامتو تندرست کنار خانوادشون باشن همین . . .