حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
هرآنچه خواستم نیامد بدست/چون که بیگانه بودم با این دنیای پست/پی آب بودم کوزه بدست/چون که آب یافتم کوزه شکست.
حامد*مهدی سابق*
دردی ست مرا به جان و دل پیوسته /افتاده دلم ز پا و جانم خسته /پیش تو زبان کشیده دارم در کام/ خون می خورم و لب از شکایت بسته
حامد*مهدی سابق*
چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی چو جان ،نهان شده در جسم پر ملال منی جنین که می گذری تلخ بر من ، از سر قهر گمان برم که غم انگیز ماه وسال منی
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
دعایم گرچه گیرا نیست، دعایت میکنم هر شب، نمیدانم چه میخواهی! از او خواهم برای تو: هر آنچه دردلت خواهی...،
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
سلامممممممممممممممممممممممممم
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
بی معرفتا جواب سلام رو چرا نمیدین......!!!!!!
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
سلام...شب همگی بخیر باشه ...ما اومدیم
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
خدا یا حاج زنبور عسل را به مادرش برسان...
حامد*مهدی سابق*
توسط موبایل
یک شب از دست کسی باده ای مست خواهم خورد...که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد...با من از "هست" به "بود" ...با من از"نور" به "تاریکی" ...با من از "شعله" به "دود"...با من از"آوا" تا "خاموشی"...دورتر,شاید تا عمق فراموشی راه خواهم پیمود...