حامد*مهدی سابق*
در حضور دیگران میگویم تو محبوب من نیستی ودر ژرفای وجودم میدانم چه دروغی گفته ام میگویم میان ما چیزی نبوده است تنها برای اینکه از دردسر به دور باشم شایعات عشق راباآن شیرینی تکذیب میکنم وتاریخ زیبای خود را ویران میکنم احمقانه اعلام بی گناهی میکنم نیازم را میکشم بدل به کاهنی میشوم عطر خود را میکشم واز بهشت چشمان تو میگریزم نقش دلقکی رابازی میکنم عشق من ودراین بازی شکست میخورم زیرا که شب نمیتواندحتی اگر بخواهد ستارگانش را پنهان کند ودریا نمیتواند حتی اگر بخواهد کشتی هایش را.
حامد*مهدی سابق*
راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد مرده ست، اما اندکی دزدانه مرده ست جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: دیشب زنی در قسمت مردانه مرده ست معشوق هامان پشت هم از دست رفتند: فرزانه شوهر کرده و افسانه مرده ست گل را بکن از شاخه اش، بلبل سقط شد آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست.