حامد*مهدی سابق*
ما آمدیم چند غزلی را که سهم زخم ماست، فرصت نمانده است، بخوانیم و بگذریم...
حامد*مهدی سابق*
در دفتر شعر من صدا پنهان است یک رود پر از ستاره در جریان است من در سر خود ابر زیادی دارم جیب کلمات من پر از باران است...
حامد*مهدی سابق*
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد....در امان یکتای عالم.بدرود بر همگی
حامد*مهدی سابق*
واعظان كاين جلوه در محراب ومنبر مي كنند چون به خلوت مي روندآن كا ديگر مي كنند مشكلي دارم زدانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خودتوبه كمتر مي كنند؟
حامد*مهدی سابق*
دل من افسرده است/چو نگینی که بیفتد از تاج/و مداوم گوید:/جای من اینجا نیست/ جای من پیش خداست/سفره ی من جنت بود/حوض من اقیانوس /و دلم /خلوت زیبایی بود / ولی افسوس که دل رانده شد زان همه عشق /وشکوهش همه رفت....
حامد*مهدی سابق*
یکی بود یکی نبود عاشقش بودم عاشقم نبود وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود