دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر. نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟ گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟ گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟ گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره ، بی خواب از کشف جاذبه .

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

آه ! نفرین بر زناشویی باد! ما این موجودات شریف را از آن خود می دانیم، اما بر هوس ها و سوداهایشان دست نداریم... ... /و با این همه، این مصیبت خاص مردان بزرگ است؛...

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

تاریک یا روشن، امروز، روز اول احساس ناب ماست. باور کنیم یا نه، صدامان، اینجا کنار حادثۀ شامگاه ماست. بودیم و مانده ایم، چه با شک چه با یقین، این گام اول راه دراز ماست. هر لحظه، دیدن و شوق و سکوت و آه، با من بمان و بمانم برای تو، این حس عاشقانه ام، از گرمی شماست. عاشق شدیم، ولی بی حضور هم، حالا بیا و نور شو، این صبح منتظر آفتاب ماست

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

میتوانی باشی میتوانی، همۀ قلب مرا فتح کنی. میتوانی، ضربان تر خون و حجومش باشی به همه پیکر من. میتوانی باشی میتوانی، مثل یک شعر قشنگ، جریان داشته باشی به همه وسعت من. میتوانی، به یک دستنویس حکمرانی بکنی و بدانی: رام خواهم شد اگر فرصت سبز شکفتن باشی. میتوانی باشی و تراویدن احساس مرا درک کنی و ببینی بودن، شکل ادراک تنی در باران میتواند غزل ناب شود. میتوانی باشی تو فقط، باید آدم باشی.

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

باغبانم باغبانی خسته دل/ پشت من خم گشته همچون پشت تاک/ آن گل زیبا که پروردم به جان/ شد چو خورشید فروزان تابناک/ دست گلچینی ز شاخش/ چید و رفت/ پای خودبینی فشردش روی خاک

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

لب دریا رسیدم تشنه، بی تاب، ز من بی تاب تر، جان و دل آب، مرا گفت : از تلاطم ها میاسای ! كه بد دردی است جان دادن به مرداب

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلام ..خوبین همگی.// مزاحم که نیستم ...>؟اجازه هست وارد جمعتون بشمیاالله ما امیدیم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بچه ها چی میشد که جواب سلام ما رو میدادینخدا حافظ همگی

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ما ایرانی ها< پارسی> زبانیم ، اما چون در عربی < پ > وجود ندارد میگوییم< فارسی > زبان........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

س ل ا م................. i/icons/p22.gif

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

خسته از تکرار تلخ روزگارم روز مرگ خویش را چشم انتظارم راه دوری مانده تا وقت رسیدن من که حتی نای جان کندن ندارم خوب می دانی برایت بد نبودم باز هم با این همه من شرمسارم خسته ای از من خداحافظ برایت دفترم را یا دگاری می گذارم بعدها آهسته می خوانی به گریه آخرین شعر مرا روی مزارم روزگاری هر چه گفتم از تو گفتم چند روزی می شود حرفی ندارم واژه ها با من سر یاری ندارند شعر هم دیگر نمی آید به کارم

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بد رسمي است. رسم زمانه اي که کسي سکوت سرشاراز فريادت را نمي شکند. دستي به اسم دوستي دستانت را نمي فشارد. در مرداب دست و پا مي زني وکسي دست نجات سويت دراز نمي کند. بايد پناه برد به کنج تنهايي ها