صدای پای باران
عاشق تر از همه ما موش کوریست که زیبایی جفتش را چشم بسته باور می کند
صدای پای باران
من با زمان قرار هم زیستی مسالمت آمیز گذاشته ام تا دیگر نه من او را تلف کنم نه او مرا...
صدای پای باران
خوشبختی ما درسه جمله است... تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا... ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه میکنیم، حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.
صدای پای باران
دست به دعا برداريم.در روزگار ما اسلام همچون يعقوب با بيصبري و فرياد، يوسف گمگشتهاش را ميطلبد و ليك ما فرزندان ناقابل اوئيم كه بايد در طوفانهاي كوبندهي روزگار احساس خطر جدي كنيم و بيدرنگ يوسفي را كه در اثر كمي لياقت ما و كارهاي ناشايست و كردارهاي زنندهمان از ما دور شده بجوئيم و دست تضرع به درگاه دوست بلند كنيم كه اللهم عجل لوليك الفرج آيا هنوز زمان آن نرسيده است كه از خواب گران برخيزيم و جاي خالي صاحب و اماممان را حس كنيم و به جستجويش بپردازيم؟؟
صدای پای باران
زندگی خالی نیست مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
صدای پای باران
نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي برسردار از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم، دنيا نگهدار
صدای پای باران
پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر اینجا سکوت گوش تو را کر میکند.
صدای پای باران
مرز مردن و شهادت ، خون نیست، خود است… پس خودی شو تا خونی شوی!
صدای پای باران
چشمهامان خسته است. گویى در غبار اوهام فرو رفتهایم. دستهاى لرزانمان در انتظار دامان ترحم است. و این گونههاى خشکیدهمان که در قحطى شبنم مىمیرد! کاسههاى گدایى احساسمان را بنگر که به خشکسالى معرفت دچار شدهاند.
صدای پای باران
می دونی وقتی خدا داشت منو بدرقه می کرد چی بهم گفت؟ گفت : جایی که میری مردمی داره که می شکننت. نکنه غصه بخوری ، توتنها نیستی توی کوله بارت عشق می ذارم که که بگذری ، قلب می ذارم که جابدی ، اشک می ذارم که همراهیت کنه و مرگ می ذارم که بدونی برمی گردی پیش خودم.
صدای پای باران
شادیهایم را به تو هدیه می کنم! اندک بودنش را برمن خورده مگیر! این تمام سهم شادیهایم از روزگار است...
صدای پای باران
خودمانی می گویم : خودمان هم با خودمان خودمانی نیستیم
صدای پای باران
به آدم تنبل یه کار بگو هزار پند و اندرز گوش کن !
صدای پای باران
همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد و او کسی نیست غیر از خدا سخنی از “کاترین پاندر”
صدای پای باران
گفتن و دانستن که الله یکی است ، چه سود ؟ چون تو در پیش هزار بت سجود می کنی ؟