صدای پای باران
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِدًا و زمین پاک به اذن پروردگارش گیاهش برمیآید و زمین ناپاک جز اندکی بیفایده نمیرویاند. ... باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شورهزار خس
صدای پای باران
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّکُمْ... و به سوی پروردگارتان بازگردید... ... آغوشت را بازمیکنی هر وقت به این آیه میرسم.
صدای پای باران
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ و به سلیمان داوود را بخشیدیم، چه بنده خوبی بود، زیاد به سوی ما بازمیگشت! ... بنده خوبی باش!
صدای پای باران
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ ... و یهود گفتند دستخدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد و به سزای آنچه گفتند از رحمتخدا دور باشند. بلکه هر دو دست او گشاده است، هرطور بخواهد مىبخشد. ... و غیرتت میکُشد مرا هر وقت به این آیه میرسم.
صدای پای باران
نردبام این جهان ما و منی است، عاقبت این نردبام افتادنی است، لاجرم هر کس که بالاتر نشست، استخوانش سخت تر خواهد شکست.
صدای پای باران
آنگاه که غرور کسی را له میکنی . . . آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی آنگاه که بنده ای را نا دیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خورد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ به سوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟؟
صدای پای باران
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!
صدای پای باران
تابوت سیاه...فریاد رعدوبرق ...شرشر باران... صدای هق هق مردم...ناله ی پیر زمانه... در پس پنجره با صدای بی صدا کسی هست که مرا می خواند ... باران نم نمک می بارد... که چه زیباست صدایش ...چه طنینی دارد ... انتظارم به پایان آمد... قاصدکم خوش خبر بود...بوی سکوت و مرگ می داد... !!!خبر از مرگ آورده بود!!!
صدای پای باران
اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد، کمی بیشتر فکر کن. شاید خیلی هم بی ربط نباشد!
صدای پای باران
هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند دنیا چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها ......
صدای پای باران
آتش بگیر، تا که بدانی چه میکشم احساسِ سوختن، به تماشا نمیشود...
صدای پای باران
شعاع مهربانیت را روز به روز زیادتر کن آنقدر که روزی بتوانی همه را در آن جای دهی آن وقت تا خدا فاصله ای نیست...
صدای پای باران
فقر، شب را بی غذا سر کردن نیست . روز را بی اندیشه سر کردن است .