صدای پای باران
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد! ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم. بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛ اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن، بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
صدای پای باران
هر روز صبح که وارد اتاق محل کارم روبریم تابلو زیبایی است : هر آمدنی را رفتی و هر انتصابی را عزلی ؛ پس خوشا به حال آنان که در طاعت خالقند و در خدمت مخلوق . مولی موتقیان امیر مومنان علی (ع)
صدای پای باران
میان دو راهی ماندن همیشه هم بد نیست؛ یک سو حرم حسین باشد و یک سو حرم عباس در این دوراهی می شود راه را پیدا کرد
صدای پای باران
هر روز که می گذشت خوشحالتر می شد. با خودش میگفت امروز هم گذشت. یک روز دیگه از عمرم کم شد و یک قدم دیگه به او نزدیک تر شدم…
صدای پای باران
از سکوتم بترس وقتی که ساکت می شوم لابد همه ی درددل هایم را برده ام پیش خود خدا بیش تر که گوش دهی از همه ی سکوتم از همه ی بودنم یک “آه” می شنوی و باید بترسی از آه مظلومی که فریادرسی جز خدا ندارد
صدای پای باران
ای ابر خوش باران بیا..خوابِ آلوده جهان را گرفته؛ مشتی از حضورت را بر زمین بپاش!
صدای پای باران
وقتی فرم اعزام پایگاه بسیج دانش آموزی را پر میکرد به سئوالی رسید که هنوز در خاطرش هست؛ - با چه هدفی به جبهه می روید؟ و او نوشته بود: - برای رضای خدا. همین
صدای پای باران
هر دو محسن بودند. یکی گلستانی و دیگری گودرزی. به هم که می رسیدند، با دست به هم اشاره میکردند و می گفتند: ان الله یحب المحسنین خدا محسن ها را دوست دارد.
صدای پای باران
وارد کلاس و بی مقدمه رو به من کرد و گفت: - دیشب موقع وضو گرفتن، آب وضو بر روی برگه امتحانی شما ریخت؛ حلال کنید. استاد است و بیشتر الگو برای اخلاق
صدای پای باران
دیروز ها با یک نگاه عاشق می شدند امروزها با یک آی دی!
صدای پای باران
قصه نخوان! زندگی واقعی تر از عشق است؛ مثل ته خیار!
صدای پای باران
از سفر برگشته ام اما سفر از من برنمی گردد *شمس لنگرودی