صدای پای باران
… هل یرحم المذنب الا الغفور؟ به سوی تو باز میگردم، همچون بازگشت کودکی بازیگوش به دامان امن مادر، همچون آشتی رفیقی با رفیقش، همچون رسیدن قطرهای به آغوش دریا، همچون…نه! چه جای استعاره؟! به سوی تو باز میگردم، همچون بازگشت بندهای نادم و حقیر و ذلیل، به سوی پروردگاری غفار و عظیم و عزیز…
صدای پای باران
گفت: نمیدانی چه حس خوبی داشت، وقتی تنها زن محجبهی داخل هواپیمایمان بودم! گفتم: منظور از سفارشی که در اسلام به شنا شده، همین “شنای خلاف جهت” است که تو کردی…
صدای پای باران
در جمع بودن و باجماعت بودن قشنگه ولو اینکه در دنیای مجازی باشه.
صدای پای باران
نا امید نشو! خورشیدمان دوباره طلوع خواهد کرد؛ من خدای این آسمان را میشناسم…
صدای پای باران
کار شناسایی ظاهر شهدا از عکس و پلاک، رسید به آزمایش DNA، کاش آزمایشی هم بود باطن شهدا را به ما میشناساند…
صدای پای باران
میدان جهاد با فتنه، کربلا نیست؛ کوچهی بنی هاشم است…
صدای پای باران
وزیر اطلاعات از مقابله وزارتخانه متبوع خود با اقدام اخیر رژیم صهیونیستی در راه اندازی صفحه “[!] بوک” فارسی خبر داد و گفت: هموطنانمان باید حالت ضد صهیونیستی خود را حفظ کرده و اقدامات لازم برای مقابله با این صفحه و نشان دادن روحیه انقلابی خود را انجام دهند. دیروز، در خبری اعلام شد که وزارت خارجه رژیم صهیونیستی با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایران، صفحه فارسی [!]بوک خود را افتتاح کرد.
صدای پای باران
به زندگیام فکر میکنم. به آدم(!)های اطراف. اگر رضای خدا نبود، خیلیها را شاید یک ثانیه هم تحمل نمیکردم…
صدای پای باران
دیگر حتی دلها هم، قانون کپی رایت را رعایت نمیکنند
صدای پای باران
سنگینی گناه، از چشمانم سرازیر میشود… حتی وقتی مینویسی… - سلام
صدای پای باران
امام میگفت: امید من به شما دبستانیهاست… حالا آمدیم بگوییم: امام! از امیدت راضی باش…
صدای پای باران
تماشای زنی ساده پوش، منتظر در ایستگاه مترو برای سوار شدن. اما نه سوار بر واگن اختصاصی بانوان… مادر بزرگم که میگفت: واگن اختصاصی بانوان در مترو، آرایشگاه و شوی لباس، محلی برای چشم و هم چشمیهای خانمها…
صدای پای باران
پسر عمه ای دارم بس نازنین.فارغ التحصیل فناوری اطلاعات است.دیروز بهم زنگ زد و گفت : مهدی دو روزه سوپر گوشت زده ام!!! گفتم : هان ن ن ن ن . حالا به نظر شما چه ارتباطی بین سوپر گوشت و فناوری اطلاعات و جود دارد ؟ پیدا کنید پرتقال فروش را ......
صدای پای باران
آیات سرخ قصه همان است که بود... کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا... و مسلمان را حیات در خون است که معنا میشود... و هر روز شمشیری و نیزهای و تفنگی هست تا قلب مسلمان را نشانه بگیرد... عشق محمد است که عاشق را سرخ میخواهد و بی سر... معرکه، روزی طف بود و روزی دیگر فکه و امروز میدان لولو... گمان کردند اگر مرواریدهایش به خاک بیفتد راه آسمان گم میشود... دریای خون اما، خروش از فریاد حسین میگیرد که هیهات منا الذله... بگذار آل سعود این بار سپاه ابرههاش را به کعبهی انسانیت روانه کند... چه باک که او بالمرصاد است... و ابابیل در اوج پرواز...
صدای پای باران
از گنجشکها خجالت میکشم، برای این همه سیاست زدگی…