صدای پای باران
نه رنگ به رو دارم نه رو به رنگ خاکستری مانده ام تلی از حریق دامن تو
صدای پای باران
از فردا در این شهر شکسته می خوانم نمازهایم را؛ تو می روی و تمام شهری که وطن من است غرق غربت می شود
صدای پای باران
به لطف این خطوطِ بیشعورِ تایپ، چه آبروداری میکند، لرزشِ پنهان شدهی دستم! من به قدر غیر ایرانیها، شهامت ندارم، رسواییِ عشقِ تو را…
صدای پای باران
آدمهایی که صداقت ندارند برخیشان دروغگو هم نیستند؛ عینِ دروغ اند؛ هیچ آب کُری، پاکشان نمیکند
صدای پای باران
بزرگی برخی گناهان، به کوچکی آنان است در چشم ما.
صدای پای باران
صمیمی با خدا....خدایا میخوام بیام پیشت.پس کی منو میبری!؟ به موقعش میبرمت. آماده باش…
صدای پای باران
همه چیز از میوهای ممنوعه آغاز شد! ما فقط خواستیم اگر روزی تمام کردیم؛ درست همان جایی باشیم که از آن شروع شدهایم. بعد از پدرمان "آدم"، دیگرانی هم از "او" هر یک به نحوی خوردند؛ اما در این میان، نه خوردن و نه حتی چشیدن، بلکه تنها نوشتن است، که شد سهم ما از... ؛
صدای پای باران
هر روز صبح که وارد اتاق محل کارم روبریم تابلو زیبایی است : هر آمدنی را رفتی و هر انتصابی را عزلی ؛ پس خوشا به حال آنان که در طاعت خالقند و در خدمت مخلوق . مولی موتقیان امیر مومنان علی (ع)
صدای پای باران
میان دو راهی ماندن همیشه هم بد نیست؛ یک سو حرم حسین باشد و یک سو حرم عباس در این دوراهی می شود راه را پیدا کرد
صدای پای باران
هر روز که می گذشت خوشحالتر می شد. با خودش میگفت امروز هم گذشت. یک روز دیگه از عمرم کم شد و یک قدم دیگه به او نزدیک تر شدم…
صدای پای باران
از سکوتم بترس وقتی که ساکت می شوم لابد همه ی درددل هایم را برده ام پیش خود خدا بیش تر که گوش دهی از همه ی سکوتم از همه ی بودنم یک “آه” می شنوی و باید بترسی از آه مظلومی که فریادرسی جز خدا ندارد
صدای پای باران
ای ابر خوش باران بیا..خوابِ آلوده جهان را گرفته؛ مشتی از حضورت را بر زمین بپاش!