صدای پای باران
اثبات اینکه “راست میگویم” همیشه سختترین کار بوده برای راستگوها اما دروغگوها چه آسان ادای انسانهای صادق را در میآورند …
صدای پای باران
بیدار شو! راه کج تو به نا کجا آباد هم ختم نمی شود.
صدای پای باران
“فقیریم و عشقست فقیری، که تو حج فقرایی…” دلم برای امام رضا تنگ شده .امام مهربانی ها ما را دریاب ....
صدای پای باران
کاش جانی بود، و حتی نیمهجانی، لااقل برای مردن…
صدای پای باران
عکس/ قرآن خواندن دایی در رختکن
صدای پای باران
هوای این دنیای مجازی بوی شیطان می دهد …..
صدای پای باران
به سراغ من اگر میآیی، تند و توفندهتر از باد بیا! تا در این فصل شکفتن؛ همه بیدار شوند…
صدای پای باران
این بار نوبت مصاحبه با عباس بود. اولی پرسید اسمت چیست؟ گفت: عباس! دومی پرسید اهل کجایی؟ گفت : بندر عباس! سومی پرسید کجا اسیر شدی؟ گفت: دشت عباس! افسر عراقی که فهمید عباس انها را سرکار گذاشته و آنها را دست انداخته، شروع کرد به زدن او و گفت: دروغ می گویی پدر …؟ عباس خود را به موش مردگی زده بود و با تظاهر به گریه می گفت: نه به حضرت عباس!
صدای پای باران
“دوستت دارم ” هایم را نمک زده ام؛ نمی گندد به این زودی ها…
صدای پای باران
“جهان معرکهی امتحان است برادر؛ و بهترین ما کسی است که از بهترین آنچه که دارد، در راه خدا بگذرد.” *سید مرتضای آوینی/ نریشنهای روایت فتح
صدای پای باران
خوشحالم، اگر کار ندارم، تا مسافرت کاری داشته باشم؛ چشمان تو هستند، تا همیشه در قلبم، زخمی کاری داشته باشم. بهانهای برای مسافرت!
صدای پای باران
راستش هنوز هم دلم هواییِ روزهای بی هواست…
صدای پای باران
بیا.قدمهای پاک کودکیت را روی چشمان من بگذار

15 سال و 4 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبل