نیازمندی های ِ الان ِ من;;;;;; بالاترین نقطه ی شهر , چند تا جیغ از اعماق وجودم , وا دادن ِ بغض َ م , چند لحظه سکوت , یه نسیم ِ خنک که صورتمو نوازش کنه...
,,,,دختری که اول صبح به زور از خواب بلند میشه، . . . . . . . . هپلي و ژولیده، با لباسای نازک و به هر طرف کش اومده، با چشمای نیمه باز و نیمه بسته، با پاهای برهنه روی سرامیک، که داره میگرده دنبال دستشویی و زیر لب غر میزنه... بغل کردنی ترین موجود دنیاس حتی در بعضی منابع ذکر شده که میشه براش مُــرد!