Reza
می خواهند آسمان تیره را آبی کنند می خواهند گریه ها را خنده کنند می خواهند ....
Reza
تمام می شود تمام ناگفته های من فقط چند نقطه چین باقی می ماند تا حرف های سادگی هایم را دوباره تکرار کنی ....
Reza
اینجا من تنها مانده ام کنار این چراغ خاموش دست هایم را بگیر سرد است اینجا من در این کوچه های شب تنها مانده ام....
Reza
مادر تنها واژه ایست که تکراری نمی شود
Reza
لبخندم نیمه تمام ماند وقتی حس تلخ رفتن تو را احساس کردم
Reza
سایه ها
انگار حرف می زنند
این روزها
سایه من ؛ همدم تنهایی ام شده است
Reza
امروز من آمدم و روزی هم خواهم رفت