Reza
یکی دو روزی مهمان خانه دنبالر بودم. و اکنون برای همیشه می روم. از همه ممنونم که نوشته هایم رو خواندن. خدانگهدار همه شما عزیزان
Reza
ای کاش گفتن هایم را قاب می گیرم .
Reza
تکیه داده ام به واژه هایم
Reza
من با تمام ناگفتنی هایم می روم ....
Reza
نوشته هایم را خط خطی می کنم تا دیگر چشمانت بارانی نشود
Reza
گاهی تابستان بوی پاییز می گیرد هنوز هم صدای خش خش برگها زیر قدم هایت نوید دوباره آمدنت را می دهد
Reza
بمان تا لحظه ای آرام گردد دل نا آرام من
e koja miri
14 سال و 2 ماه و 1 ساعت و 36 دقيقه قبل توسط موبایلبای بای ...
14 سال و 2 ماه و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلا خوب چه اومدنی بود آخه داداش - چرا به این زودی میری؟
14 سال و 1 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبل