حتی نمیشه اعتراضت رو بگی... سریع بازوی سرکوب به طور تضمینی میاد بالا سرت... ازچی بنالم... از عشق؟ از این وضیت؟ فقط به خودِ خدا میشه اعتراضت رو بگی....فقط
امروز سرِ صف این مدیر یه سوتی داد که تا ساعت آخر میخندیدیم! قرآن خوندن تموم خواست سخنرانی! کنه یه دفه گفت بچه ها برای اینکه سکوت رو رعایت کنید یه صلوات برفستیو به سبک باباشاه که هیچی به سبک بابای باباشاه گفت...