گلهاش توي دستش بود,نشسته بود لب جدول رفتم نشستم کنارش گفتم:براي چي نميري گلات رو بفروشي؟ گفت:بفروشم که چي؟ تا ديروز ميفروختم که با پولش ابجيمو ببرم دکتر ... ديشب حالش بد شد و مرد با گريه گفت:تو ميخواستي گل بخري؟ گفتم:بخرم که چي؟ تا ديروز ميخريدم براي عشقم امروز فهميدم بايد فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد,يه گل بهم داد با مردونگي گفت:بگير بايد از نو شروع کرد تو بدون عشقت,من بدون خواهرم...!
گویش ازاده در در گذشت سالها که به من می گفت 1381=عزیزم عشقم چرا ناراحتی 1386=عزیز عشقم چرا نالاحتی 1391=عجیجم عجقم چلا نالاحتی 1396=دیپیلیم غولوپولوم بیلی ناناتونو 1401=*%#$@!#%&^&
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 15 ساعت و 14 دقيقه قبل