دخترا تا یه استاتوس ضد پسر میبینن سریع کامنت میزارن آرررررررررررررررره ...دقیقــاااااااا ااااااااا.... پســرااا همشون همینن ..! پسرا تا یه استاتوس ضد دختر میبینن سریع کامنت میزارن گل گفتی..دخترا همه نامردن...همشون بی وفان ...! خوب شما که اینقدر از همدیگه بدتون میاد ، حتمـاً عمه ی منه که 6 تا دوست دختر و دوست پسر داره !!
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خـــــــــــــدایی وجود دارد یا نه؟ آقای کوینر گفت: "به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:تو به خدا نیاز داری."...!
این سطرها بهانه کوچکی است که بگویم: این روزها اگر تار دلم کوک است و اگر دل تنگیهایم اندک برای این است که دلم را مثل ماهی بیرون افتاده از تونگ تنگ دنیا روی دست گرفته ام و وادی به وادی آمده ام تا به دریای مهربانی تو برسم. نمی دانم کجا خوانده بودم که بادها از جنوب می آیند و جنوب نزدیکترین لحظه به خانه توست..... آنجا که اگر پنجره اتاق دل تنگی مان را باز کنیم می توانیم به نیابت همه پروانه های دوردست به گل سرخ سلام کنیم. نمی دانم کجا خوانده بودم که می شود از مدار زمین خارج شد و مثل ستاره ای در منظومه شمسی لحظه های مهربانی تو چرخ زد و چرخ.... تا به درک نور رسید!
در تصویر حکاکی شده بر سنگهای #تخت-جمشید هیچ کس عصبانی نیست هیچ کس سوار بر اسب نیست هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینی هیچ وقت در ایران برده داری مرسوم نبود در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد این آداب اصیلمان است نجابت قدرت احترام مهربانی خوش رویی "تقدیم به همه ایرانیان تا یادمان باشد که چه بودیم و چه شدیم"
هرگزنخواب کورش
>
> دارا جهان ندارد،
> سارا زبان ندارد
> بابا ستاره ای در
> !هفت آسمان ندارد
>
> کارون ز چشمه خشکید،
> البرز لب فرو بست
> حتا دل دماوند،
> آتش فشان ندارد
>
> دیو سیاه دربند،
> آسان رهید و بگریخت
> رستم در این هیاهو،
> گرز گران ندارد
>
> روز وداع خورشید،
> زاینده رود خشکید
> زیرا دل سپاهان،
> نقش جهان ندارد
>
> بر نام پارس دریا،
> نامی دگر نهادند
> گویی که آرش ما،
> تیر و کمان ندارد
>
> دریای مازنی ها،
> بر کام دیگران شد
> نادر ز خاک برخیز،
> میهن جوان ندارد
>
> دارا ! کجای کاری،
> دزدان سرزمینت
> بر بیستون نویسند،
> دارا جهان ندارد
>
> آییم به دادخواهی،
> فریادمان بلند است
> اما چه سود،
> اینجا نوشیروان ندارد
>
> سرخ و سپید و سبز است
> این بیرق کیانی
> اما صد آه و افسوس،
> شیر ژیان ندارد
>
>
> کوآن حکیم توسی،
> شهنامه ای سراید
> شاید که شاعر ما
> دیگر بیان ندارد
>
>
> هرگز نخواب کوروش،
> ای مهرآریایی
> بی نام تو،وطن نیز
> نام و نشان
> ندارد
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 7 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 4 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبل