کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند تو کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند تو کجایی که همین نزدیکی، عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند کجایی که ببینی، حالا دل خوش، مثقالیست دلخوشی سیری چند؟ صبر کن سهراب قایقت جا داری، من از این اهل زمین بیزارم
با مرگ خو می گیرد دستان گرم شب را بر گونه اش احساس می کند از تکرارپوچ اندیشی به طناب سرد, با بوی پوسیدگی لبخند می زند دایره ای از سرش در حلقه ی طناب تصور می کند و هر شب اینگونه از زندگی استعفا می دهد
قابل پسرای گل دنبالر::::::::::::::::هیچ وقت دل یه دختر پاک و معصوم رو نشکن و باهاش بدرفتاری نکن چون میره #بینیش#رو#عمل#میکنه و میاد دیگه محل سگ هم بهت نمیده ...
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 19 روز و 12 ساعت قبل



14 سال و 2 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبل