میلاد شاکرمی
دارم با دوستام راه میرم پام پیچ خورد،خوردم زمین. میگه کمک میخوای؟میگم پـَـ نه پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت میکنم، بریییید برییییییید!!
میلاد شاکرمی
آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ،
میلاد شاکرمی
سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون بشن نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
میلاد شاکرمی
پدر بزرگ یکی از دوستان فوت شد رفتیم تشییع جنازه. موقع برگشت یکیو دیدیم گفت: دفنش کردن!؟ گفتیم : پـَـ نـَـ پـَـ دیدن گوشتش خوبه کبابی خوردش کردن
میلاد شاکرمی
ساعت خوابیده، چهارپایه آوردم، میگه میخوای باتریشو عوض کنی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اینجا جاش مناسب نیست ، سروصدا زیاده ، میخوام ببرمش اتاق خواب بخوابه !
میلاد شاکرمی
در ذهن آشفته ام مست٬ به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم راستی برایت بگویم از وقتی که رفتی چشمهایم همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند یادت هست وقتی که خیس می شدند... با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند٬ من که خوب یادم هست دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم گفتم شاید تو٬ نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم مثل همیشه که دلتنگت می شدم تا صبح نشستم اما نیامدی....
میلاد شاکرمی
وقتی همه رو شبیه اون میبینی یعنی "" عـــاشـــــــــــــــــــــــقی "" . . . وقتی اونو شبیه همه میبینی یعنی "" تنــــهایــــــــــــــــــــی