یه روز یه #باغبونی ، یه مرد آسمونی ، نهالی کاشت میون باغچه مهربونی / می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری ، این بوته #یاس من می مونه یادگاری / هر روز غروب عطر #یاس تو کوچهها میپیچید میون کوچه باغا ، بوی خدا می پیچید / اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه ، دیدن که خوبی #یاس ، باعث زشتیشونه / عابرای بی احساس پا گذاشتن روی #یاس ساقههاشو شکستن #آدمای ناسپاس / #یاس جوون بگمون ، تکیه زدش به دیوار خواست بزنه #جوونه ، اما سر اومد #بهار / یه #باغبون دیگه شبونه #یاس رو برداشت ، پنهون ز نامحرما تو باغ دیگهای کاشت / هزار ساله کوچهها پر میشه از عطر #یاس ، اما مکان اون گل مونده هنوز #ناشناس /
ز من هر آن که او دور ، چو دل به سينه #نزديک ، به من هر آنکه نزديک ، از او #جدا-جدا من / نه #چشم دل به سويي ، نه باده در سبويي ، که تر کنم گلويي ، به #ياد #آشنا من / ستاره ها نهفته در #آسمان-ابري ، #دلم-گرفته-اي-دوست ، هواي #گريه با من ، هواي گريه #با-من
13 سال و 2 ماه و 28 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبل#همایون-شجریان
13 سال و 2 ماه و 28 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبل