یلدا
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگاه کن که غم درون دیده ام ... چگونه قطره قطره آب می شود... چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود... نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود .... شراره ای مرابه کام می کشد. مرا به اوج می برد ... مرابه دام می کشد. نگاه کن تمام آسمان من پراز شهاب می شود...
یلدا
همیشه داشتن "بهترین ها" به آدم غرور خاصی میده و من مغرورترینم ، چون تو بهترینی
یلدا
عکس های زیبای ناسا از زمین
یلدا
شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست...؟ چه بگویم با تو ؟ دلم از سنگ که نیست گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست چه بگویم با تو ؟ که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست سخت در سینه به تنگ آمده بود
یلدا
گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ، دیروز گذشت و آخرش امروز است!
یلدا
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
یلدا
دعا میکنم زیر این سقف بلند روی دامان زمین هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس
یلدا
ستاره ها هیج وقت از خاطر آسمان نمی روند بگذار دل من آسمان باشد و یاد تو ستاره