@.....مینا.... گاهی دلم می خواهد تو را به واژه بکشم
و قصه ببافم ...
اما مثل کلافی که هزار سر دارد
پیدا نمی کنم
اول ِ این قصه کجا بود ؟!
حتی آخرش را هم پیدا نمی کنم
که کجای قصه ، همه چیز گره ی کور خورد ؛
و هر چه سعی کردم بشکافمت
نشد ،
که نشد ....
بیا با این حقیقت کنار بیاییم
ریسمانی که تو بافته ای
حلقه ی دار ِ تدریجی ِ زندگی ِ من است ...!!
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، ***دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ،پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و …. ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد… و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار … از انتــــــــــــــــــــــ ـــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم