سرد است هوای نبودنت .... گله ای نیست ازتو...گله از تلخی قهوه ای ست كه بی تو مینوشم و تو نیستی كه برایم شیرینش كنی ... من به همین تلخی خوشم اگر تو پیشم باشی ...
سیــــــــــگارتو بکش رفیق بـــــه دوری عـادت می کنیم ...مـا هم یه روز مثله همه به هم خیانت می کنیم ...با خاطرات چه می کنی ؟ با قصه هامون!حیف! دریــــــــــــــــغ! با خاطراتت! بگذریـــــــــــــم ...سیــــــگارتــــــــــو بکش رفیـــــــــــــق... این گریه ها ماله تو نیست... من پای تو نمیشکنم... این شعرو هم نشنو برو، من با خودم حرف میزنم ...از بـس نبودی پیشه مــــــن نبودنت یه عادته... ببـــــــخش که تو دنیای ما اسمش فقط خیـــــــــــــانته...